مادر بافتنی می بافت
پدر موهای خواهر کوچکم را
و من هم خیال تو را...
^حسام فلاحتی^
§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§
پ.ن:
1-یه کتاب فروشی هست که هر بار میرم پیشش محاله 5-6 تا کتاب بهم نفروشه و همین امروز هم که رفتم پیشش موقع حساب کردن بود که متوجه شدم بله نزدیک 80000 تومن کتاب خریدم
2-آلبوم جدید محسن نامجو چندتا کارش جالبه:
*که یکی هستو هیچ نیست جز او چون اونم نیست پس کلا هیچی*
*یک نصیحت با تو میگویم دگر ظاهر مگو
خانهی نزدیک دریا زود ویران میشو*
3-یه امتحان گذشت
4-....
5-اینم یه شعر از یکی از کتابایی که تازه خریدم:
یادم می آید
صدای زنی جوان را
به زیبایی صدای کبوتر
که آرام می رقصید
در یک غروب ماه ژوئن
و می گفت :
" زندگی خوب است
اگر نخواهی
خیلی جدی اش بگیری . "
^ریچارد براتیگان^
خیلی دلم برات تنگ شده کصافط
شیشه ایی منم دلم برات خیلی تنگ شده
خر خون
عیدت مبارک پسر خرخونم
باور کن خر خون نیستم

نیمه شعبانت مبارک جیگر [خر]خون:دی
مرسی شیشه :))))
khar khun:|
:)))
باور کن خر خون نیستم
ریچار هم
مدیونی فک کنی ترم دهم:|
شیمیه شوخی که نی!
ترم 10 :))))))
آفرین به پشت کار
ترم آخر بودنم صفاییییییییییی داره.
الان خواستی بگی ترم آخری


منم خوب ترم دیگه درسم تموم میشه البته 6 ترمه هم میشد تموم کنم گذاشتم 12 واحد دورهمی با دوستا باشم واسه ترم بعد
وای...حسام......کشتی منو...عالی بود
ممنون شیشه
تو از کدوم نوشته ی من آخه تعریف نمی کنی
بنظر تو من همه نوشته هام خوبه دیگه